این مطلب از سایت انسان شناسی و فرهنگ که توسط سرکار خانم ملیحه درگاهی به تحریر در آمده عینا آورده شده است چهارشنبه, 14 مهر 1395
پياده روي قديميترين شكل جابجائي انسان و به عنوان يک وسيله ارزان و در دسترس همگان در فضا شناخته مي شود. همه ما در ساعاتي از روز و شب راه مي رويم . با توجه به توسعه و بهبود زير ساخت ها و توجه دوباره شهرهاي جهان به موضوع پياده و نيازهاي آن در چند دهه اخير، پرداختن به مباحث مرتبط با پیادهروی، پیادهروها و شهرهای پیاده در نظام حمل و نقل شهري بسیار حائز اهمیت است. شهرها به دليل ارتقاء کيفيت زيست محيطي در جهت کاهش سوخت فسيلي، بهبود سلامت جسمي و رواني انسان، افزايش روابط متقابل اجتماعي ميان شهروندان، بهبود کيفيات اجتماعي و فرهنگي زندگي در شهر و کمک به انساني کردن محيط هاي شهري و ... به حرکت عابر پياده وابسته هستند. بازگشت و رويكرد مجدد به سرزندگي فضاهاي شهري خصوصا در مراکز شهري و از ديدگاه " عابر پياده " ضرورتي اجتناب ناپذير به نظر مي رسد.
تصویر در منبع پیشین در دسترس نیست
فضاهای پیاده مدار، تركیبی از فرم ها، فضاها و عملکردهای پر تنوعی هستند كه در پیوند بسیار نزدیک با یکدیگر، در خدمت تامین دامنه وسیعی از نیازهای انسانی شهری، كل واحدی را در مركز شهرها به وجود آورده و به آن هویت بخشیدهاند. از طرف دیگر، یکی از راههای تجدید حیات مدنی مراكز شهری محورهای پیاده هستند كه نقش موثری در كشف و ادراك محیط كالبدی و اجتماعی شهر دارند و مظهر تمدن، هویت و مدنیت شهر هستند. مسیری كه انسانی، پویا و زنده است، سبب رونق حیات اجتماعی میگردد و هویت بخش و خاطره ساز است و خود به عنوان یکی از عرصههای جمعی، صحنه نمایش شهر است و به عبارتی، هم "مقصد" است و هم "معبر".
در دیدگاه کوین لینچ پیادهروی شهری در کنار دیگر عناصر همچون خیابان، جاده و هر نوع مسیری، آن چیزی را تشکیل می دهند که او راه می نامد: "
راه که ممکن است خیابان، پیاده رو، جاده، خطوط زیرزمینی، تراموا، خطوط راه آهن و ... باشد مسیری است که حرکت بالفعل یا بالقوه از طریق آن صورت میگیرد".
لینچ در کتاب سیمای شهر برخلاف لوکوربوزیه که به گونه ای دو بعدی و کاغذی به شهر مینگرد، نگاهی چند بعدی و همه جانبه نسبت به شهر دارد و در پی به تصویر کشیدن پویایی و تحرک زندگی در آن است. او در این کتاب با تکیه بر مظاهر مادی و حسی که در منظر شهر قابل مشاهده است، شهر را به 5 دسته تقسیم کرده است که یکی از مهمترین دسته بندیها "راه" است. راه که ممکن است خیابان، پیاده رو، جاده، خطوط زیرزمینی، تراموا و ... باشد مسیری است که حرکت بالفعل یا بالقوه از طریق آن صورت می گیرد. راه از دیدگان بسیاری از مردم مهمترین عامل در تصویر شهر است، عاملی که مشاهده ی محیط های گوناگون و ارتباط و وابستگی میان آنها، از طریق آن صورت می گیرد. راهها مؤثرترین وسیله ای هستند که بر اساس آن می توان مجموعه ی پیوسته ی شهر را به نظام آورد. از دیدگاه لینچ راه اصلی باید بوسیله ی کیفیتی خاص همچون جنس خاصی از مصالح، نوع چراغها و روشنایی و عوامل این چنینی، از اطراف خود متمایز شوند. این خصوصیات باید حالتی از پیوستگی و وحدت را داشته باشند که این پیوستگی از طریق عواملی که دارای ریتم هستند حاصل می آید، عواملی چون تکرار نماهای چشمگیر و... .
عبور مستمر از یک راه به تصویر ذهنی که از آن راه در ذهن بیننده وجود دارد جنبه ای از استمرار و پیوستگی را می دهد. لینچ از عبور مستمر به عنوان «سلسله مراتب بصری» یاد می کند که در آن عوامل اصلی سیمای شهر از سایر عوامل جدا شده و در ذهن وحدتی دوباره می یابند و اینگونه اساس و اسکلت تصویر شهر ایجاد می شود. راهها بایستی نقاط انتهایی مشخصی داشته باشند که این می تواند از طریق تغییرات تدریجی د رعلائم و نشانه های مسیر، سربالایی و سرازیری و یا تغییر تدریجی جهت و ... مشخص شود. امر دیگر که بر تأثیر گذاری راهها بر مخاطبین می افزاید وجود تحرک در راه است. پیچیدن در راه، بالا و پایین رفتن در آن می تواند پرسپکتیوی متغیر از منظره در اختیار قرار دهد و برای ناظر تجربه ای پیوسته بوجود آورد. راه در نهایت باید پیوستگی یک ملودی موسیقی را داشته باشد که در آن ارتباطی مشخص میان اجزاء بوجود آید.




