دیده‌بان پیاده‌مداری

مشهد · میدان شهداروایت تجربهٔ حرفه‌ای و تحلیل شهریحق عابر و کیفیت فضای عمومی

نمی‌دانم تاکنون گذرتان به میدان شهدای مشهد خورده است یا خیر. من حدود چهار سال در ساختمان شهرداری مشهد، واقع در همین میدان، حضور داشتم و فرصت پیدا کردم مشکلات آن را از نزدیک ببینم. برای من، میدان شهدا تنها موضوع یک طرح یا تصویری در گزارش‌های شهری نیست. اکنون نزدیک به پنج سال از آخرین حضورم در مشهد می‌گذرد. نمی‌دانم در این فاصله چه تغییر اساسی در دسترسی مردم به میدان رخ داده است. اما تجربهٔ آن سال‌ها هنوز این پرسش را پیش رویم می‌گذارد: سهم مردم از این همه ساخت‌وساز چه بوده است؟

ساختمان شهرداری و ساختمان شورای شهر در فضای این میدان حضور دارند. میدانی با این موقعیت در مرکز مشهد و در نزدیکی حرم رضوی، باید امکان رسیدن، دیدن، نشستن و با هم بودن را فراهم کند. وسعت عرصه و بزرگی ساختمان‌ها، به‌تنهایی چیزی دربارهٔ کیفیت این امکان به ما نمی‌گویند. باید از ارتفاع نقشه‌ها پایین آمد و میدان را از جایی دید که عابر قدم برمی‌دارد؛ با گرما و سرمایی که حس می‌کند، مسیری که می‌پیماید و جایی که برای مکث پیدا می‌کند.

نمای هوایی میدان شهدا و ارتباط عرصهٔ مرکزی با ساختمان‌ها و معابر پیرامون؛ تاریخ عکس مشخص نیست.
تصویر ۱. نمای هوایی میدان شهدا و ارتباط عرصهٔ مرکزی با ساختمان‌ها و معابر پیرامون؛ تاریخ عکس مشخص نیست.
نمای ماهواره‌ای میدان شهدا و بافت پیرامون در نقشه‌های گوگل؛ تصویر صفحه در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ ثبت شده است. تاریخ تصویربرداری ماهواره‌ای در این نما مشخص نیست.
تصویر ۲. نمای ماهواره‌ای میدان شهدا و بافت پیرامون در نقشه‌های گوگل؛ تصویر صفحه در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ ثبت شده است. تاریخ تصویربرداری ماهواره‌ای در این نما مشخص نیست.

مشاهدهٔ میدان شهدا در نقشه‌های گوگل

اعتبار تصویر: Google Maps · Imagery ©2026 Airbus, CNES / Airbus, Maxar Technologies · Map data ©2026

گرمای تابستان، لغزندگی زمستان

در سال‌هایی که در شهرداری حضور داشتم، گرمای تابستان استفاده از عرصهٔ باز میدان را دشوار می‌کرد. میدان وسیع بود، اما سایه‌ای که بتوان در آن آسوده ماند به اندازهٔ نیاز احساس نمی‌شد. در زمستان نیز لغزندگی کف، عبور را با نگرانی همراه می‌ساخت. به یاد دارم سطح کف را برای کاهش لغزندگی چند بار شیار دادند، اما این مشکل همچنان موضوع اعتراض و نگرانی بود. برای عابر، کیفیت کف را باید با اطمینان قدم‌برداشتن سنجید؛ همان‌قدر که زیبایی و دوام مصالح اهمیت دارد، ایمنی در بارندگی و سرما نیز باید در انتخاب و نگهداری آنها تعیین‌کننده باشد.

اینها خاطرهٔ من از آن دوره است. دربارهٔ تعداد دقیق شیارزنی‌ها و نتیجهٔ هر مرحله، باید به اسناد نگهداری و گزارش‌های همان سال‌ها رجوع کرد. با این حال، پرسش روشن است: پس از هر اصلاح، آیا دوباره بررسی شد که مردم با آسودگی و ایمنی بیشتری از میدان استفاده می‌کنند؟ هزینه‌کردن برای اصلاح، زمانی معنا پیدا می‌کند که نتیجهٔ آن در تجربهٔ استفاده‌کننده دیده شود.

پژوهش سیامک شکیبایی و ساناز سعیدی مفرد، منتشرشده در سال ۱۴۰۰، نیز در دورهٔ مطالعهٔ خود از کمبود سایه، حرکت عابران در حاشیهٔ ساختمان‌ها، بازتاب آزاردهندهٔ نور از کف و ناراحتی ناشی از باد در فصل سرد سخن گفته است. این پژوهش با پرسشنامهٔ ۱۱۲ نفر، برداشت میدانی و تحلیل‌های نرم‌افزاری انجام شده است.[۲] این شواهد به فهم تجربهٔ آن سال‌ها کمک می‌کنند، اما گزارش وضعیت امروز نیستند.

سایه، درخت، محل نشستن و پناه از باد را باید در مسیر واقعی حرکت مردم جانمایی کرد. نیمکتی که در زمان نیاز زیر آفتاب تند قرار دارد، کارکرد محدودی خواهد داشت. افزودن فضای سبز هم باید با ظرفیت سازهٔ زیرسطحی، تأمین آب و امکان نگهداری سازگار باشد. راه اصلاح از شناخت همین جزئیات می‌گذرد؛ تجربهٔ گرمای میدان نیز به‌تنهایی برای ادعای اندازه‌گیری جزیرهٔ حرارتی کافی نیست.

زیرزمین ساخته شده بود؛ دسترسی چه شد؟

در دوره‌ای که من آنجا بودم، فضای زیرزمینی پیاده ساخته شده بود، اما ورودی‌های آن هنوز باز نشده بود. از بیرون می‌شد وجود بخشی از پروژه را دید، بی‌آنکه امکان استفاده از آن فراهم باشد. فاصلهٔ میان ساخته‌شدن و قابل‌استفاده‌شدن، یکی از مسئله‌های مهم چنین طرح‌هایی است. دربارهٔ وضعیت امروز این ورودی‌ها، باید با بازدید تازه داوری کرد.

فضای زیرسطحی می‌تواند بخشی از شبکهٔ رفت‌وآمد و محل پناه از شرایط نامساعد هوا باشد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که دسترسی عابر به میدان، به پایین‌رفتن و دوباره بالاآمدن وابسته شود. در ارزیابی میدان باید دید مسیر همسطح تا چه اندازه مستقیم و امن است و چه کسانی ناچار به پیمودن مسیر طولانی‌تر می‌شوند. وجود پله‌برقی و آسانسور هم فقط بخشی از پاسخ است؛ کارکرد مداوم، ورودی خوانا و راه جایگزین قابل‌استفاده نیز اهمیت دارد.

برای سالمند، فرد دارای محدودیت حرکتی، کسی که کالسکه می‌راند یا زائری که بار همراه دارد، یک تغییر سطح می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد. نمی‌توان بدون بررسی میدانی دربارهٔ خرابی تجهیزات یا نامناسب‌بودن همهٔ مسیرهای میدان حکم داد؛ اما باید دسترسی را با توانایی همین افراد سنجید. مسیری که تنها برای عابر جوان و آشنا راحت است، هنوز پاسخگوی همهٔ استفاده‌کنندگان نیست.

میدان یا فلکه‌ای با این همه ساختمان؟

آنچه در تجربهٔ من بیش از همه پرسش‌برانگیز بود، کنار هم قرارگرفتن دو وضعیت است: ترافیک سنگین موتوری که میدان را مانند یک فلکه احاطه می‌کرد و بارگذاری فراوان ساختمان در درون فضای آن. ساختمان شهرداری و شورای شهر نیز در همین مجموعه قرار دارند. در چنین وضعی، باید پرسید فضای میان بناها و جریان خودرو چه سهمی برای زندگی عمومی باقی گذاشته است. از نگاه من، حجم و چهرهٔ بتنی این ساختمان‌ها نیز با هویتی که از میدان شهدا انتظار دارم، سنخیت چندانی ندارد. این نقد را باید در نسبت بناها با میدان، خاطرهٔ آن و تجربهٔ حضور مردم دنبال کرد. برای آشنایی بیشتر با این تفاوت، نوشتهٔ «تفاوت میدان با فلکه» را بخوانید.

یکی از نگرانی‌های اصلی دربارهٔ میدان، رابطهٔ عرصهٔ مرکزی با خیابان‌ها و بافت پیرامون آن است. اگر رسیدن به فضای باز با عبور دشوار از ترافیک، دورزدن یا تغییر سطح‌های متعدد همراه باشد، میدان در زندگی پیادهٔ شهر حالت جزیره پیدا می‌کند. برای سنجش این مسئله باید مسیر را از پیاده‌روهای اطراف، ایستگاه‌های حمل‌ونقل عمومی و مقصدهای نزدیک تا داخل میدان دنبال کرد؛ کیفیت یک قطعهٔ مناسب، گسست در قطعهٔ بعدی را جبران نمی‌کند.

عابری که می‌خواهد از یک سوی میدان به سوی دیگر برود، خواستهٔ پیچیده‌ای ندارد: مسیری روشن و پیوسته که بتواند با اطمینان از آن عبور کند. چرا باید برای همین خواستهٔ ساده، راهش را طولانی کند یا در میان ترافیک نگران رسیدن به آن سوی خیابان باشد؟ زمان انتظار، سرعت خودروها و امکان عبور همسطح، مستقیماً به زندگی او مربوط است. سنجش دقیق ایمنی به داده‌های همین محدوده نیاز دارد؛ اما حق عبور امن را نمی‌توان تا تهیهٔ گزارش بعدی معطل گذاشت.

در نوشتهٔ پیشین عابرشهر دربارهٔ محور صاحب‌الزمان، بحث بر سر مسیری در محدودهٔ این پروژه بود.[۳] ارزیابی کل میدان دامنهٔ گسترده‌تری دارد: پیوند ورودی‌ها با عرصهٔ باز، رابطهٔ بدنه‌ها با زندگی روزمره و امکان ماندن پس از رسیدن. ممکن است کسی به میدان برسد، اما برای نشستن یا دیدار با دیگری، جای مناسبی پیدا نکند.

عرصهٔ باز میدان و یکی از فضاهای فرورفته؛ تاریخ عکس مشخص نیست و تصویر برای شناخت شکل فضا ارائه شده است، نه تأیید وضعیت فعلی بهره‌برداری.
تصویر ۳. عرصهٔ باز میدان و یکی از فضاهای فرورفته؛ تاریخ عکس مشخص نیست و تصویر برای شناخت شکل فضا ارائه شده است، نه تأیید وضعیت فعلی بهره‌برداری.

مشاهدهٔ تصویر میدان شهدا در گوگل‌مپ

هویت میدان در زندگی مردم شکل می‌گیرد

در مقاله‌ای که با مهدی حسین‌زاده در بهار ۱۳۹۹ در نشریهٔ منظر منتشر کردیم، میدان شهدا را با برداشت میدانی، بررسی اسناد و مصاحبهٔ عمیق با استفاده‌کنندگان ارزیابی کردیم. در روایت‌های پژوهش، میدان با مرکز شهر و آستانهٔ حرم پیوند داشت، اما احساس سردی، بی‌روحی و گسست هویتی نیز مطرح می‌شد. پیشنهادهای مقاله بر زندگی‌بخشی، تداوم معنای میدان و سازماندهی فضا برای حضور شهروندان متمرکز بود.[۱] این یافته‌های کیفی متعلق به دورهٔ پژوهش‌اند و نمایندهٔ نظر همهٔ مردم مشهد نیستند.

از این منظر، بحث هویت را نمی‌توان به انتخاب میان نمای سنتی و مدرن محدود کرد. خاطرهٔ میدان در مسیرهای آشنا، دیدارها، فعالیت‌های روزمره و رابطهٔ مردم با مکان ادامه پیدا می‌کند. در نوسازی باید پرسید کدام پیوندها حفظ شده‌اند و برای پیوندهایی که از دست رفته‌اند چه جایگزینی فراهم شده است. بزرگی بناها یا افزودن نشانه‌های ظاهری، به‌خودی‌خود احساس تعلق ایجاد نمی‌کند.

همین پرسش دربارهٔ کاربری‌های تجاری و اداری پیرامون میدان نیز مطرح است. فعالیت تجاری می‌تواند به حضور مردم کمک کند، به شرط آنکه با فضای عمومی رابطه‌ای زنده داشته باشد. اگر ارزیابی پروژه عمدتاً به مساحت ساخت‌وساز و بازده اقتصادی محدود شود، نیازهای سادهٔ حضور روزمره کم‌رنگ می‌شوند. باید دید لبه‌های میدان در ساعت‌های مختلف چه امکانی برای استفادهٔ عمومی فراهم می‌کنند و حضور در فضا تا چه اندازه مستقل از خرید و مراجعهٔ اداری ممکن است. نسبت‌دادن نتیجه به سوداگری یا شیوهٔ خاص تأمین مالی، به اسناد تصمیم‌گیری و مالی نیاز دارد.

حاضرید یک روز با هم دوروبر این میدان قدم بزنیم؟

لازم نیست مسیر دوری برویم. کافی است بخواهیم به ساختمان‌های شهرداری در همین محدوده سر بزنیم و از یک مقصد به مقصد دیگر برسیم. من در سال‌های حضورم بارها این مسیرها را امتحان کردم و موانع رفت‌وآمد میان آنها را به همکارانم نشان دادم. گاهی چند دقیقه راه‌رفتن، دشواری‌ای را روشن می‌کند که در نقشه یا از پشت شیشهٔ خودرو دیده نمی‌شود. دوست دارم دوباره همین مسیرها را قدم بزنیم و ببینیم کدام مانع برداشته شده و کدام هنوز پیش پای مردم است.

این میدان دور از چشم مسئولان نیست. ساختمان شهرداری و شورای شهر درون همین فضا قرار دارند. پس از نزدیک به پنج سال دوری، پرسش من این است: در میدانی که هر روز در برابر دید مسئولان شهر است، چه تغییر اساسی برای دسترسی مردم انجام شده است؟ آیا سالمند، فردی با محدودیت حرکتی یا مادری با کالسکه، امروز آسان‌تر و ایمن‌تر میان مقصدهای همین محدوده رفت‌وآمد می‌کند؟ پاسخ را باید در خود مسیر جست‌وجو کرد.

مسئولیت نتیجه و راه اصلاح

پرسش از مسئولیت این تجربه‌ها ضروری است. در عین حال، همهٔ تصمیم‌ها در یک مرحله و به دست یک نفر گرفته نشده‌اند. خواسته‌های کارفرما، انتخاب‌های طراحی، تغییرات اجرا، زمان بهره‌برداری و کیفیت نگهداری باید جداگانه بررسی شوند. اگر ورودی ساخته شده ولی در اختیار مردم قرار نگرفته، علت تأخیر باید روشن باشد. اگر کف نیازمند اصلاح مکرر بوده، باید دانست چه راه‌حلی آزموده شده و چرا نتیجهٔ مطلوب به دست نیامده است.

راه اصلاح را می‌توان با کارهایی مشخص آغاز کرد: بازبینی پیوستگی مسیرهای پیاده و عبور همسطح، سنجش ایمنی کف در شرایط نامساعد، تأمین سایه و محل مکث و روشن‌کردن وضعیت بهره‌برداری فضاهای زیرسطحی. هر تغییر بهتر است ابتدا در مقیاسی قابل‌ارزیابی اجرا شود و نتیجه‌اش با مشاهده و گفت‌وگو با مردم سنجیده شود. مشارکت نیز وقتی اثر دارد که بتوان دید تجربهٔ استفاده‌کنندگان چه تغییری در تصمیم بعدی ایجاد کرده است.

شاید آغاز تغییر همین باشد که مسئولان شهرداری گاهی از خودرو پیاده شوند؛ به‌جای آنکه مسیرشان مستقیم به پارکینگ و از آنجا با آسانسور به دفتر کار برسد، بخشی از راه را مثل دیگر شهروندان قدم بزنند. آن‌وقت موانعی که هر روز پیش چشمشان است، زیر پایشان هم احساس می‌شود. تا وقتی این فاصله باقی است، ظاهراً باید برای بهترشدن حال میدان دعا کنیم!

با این همه، عبور امن و دسترسی آسان حق مردم است. چه کسی باید پاسخ دهد که چرا رسیدن به ساختمان‌های اداره‌کنندهٔ شهر، برای خود شهروندان با مانع همراه بوده است؟ در تصمیم‌های اصلاح میدان، حق عابر چه جایگاهی در برابر اولویت عبور خودرو دارد؟ مردم باید بتوانند پاسخ را در مسیر روزانهٔ خود ببینند؛ در قدمی که آسوده‌تر برمی‌دارند و میدانی که می‌توانند با میل خود در آن بمانند.

منابع و مطالعهٔ مرتبط

۱. حسین‌زاده، مهدی و معینی، سیدمهدی. (۱۳۹۹). «ارزیابی کیفی فضاهای شهری: کاربرد رویکرد کل‌نگر منظر در ارزیابی پروژهٔ میدان شهدای مشهد». منظر، ۱۲(۵۰)، ۵۰–۶۱.

صفحهٔ مقاله در نشریهٔ منظر

۲. شکیبایی، سیامک و سعیدی مفرد، ساناز. (۱۴۰۰). «تأثیر خرداقلیم‌های شهری بر آسایش محیطی در فضای باز عمومی؛ نمونهٔ مورد مطالعه: میدان شهدا شهر مشهد». مطالعات شهری، ۱۰(۴۰)، ۵۹–۷۲. مشاهدات سایه، بازتاب کف و باد: صص. ۶۳–۶۴.

متن کامل پژوهش در نشریهٔ مطالعات شهری

۳. نوشتهٔ مرتبط عابرشهر دربارهٔ محور صاحب‌الزمان

مشاهدهٔ تصاویر میدان شهدا در گوگل‌مپ