پالما، شهری میان تاریخ، دریا و پیاده‌روی 1-یادداشت میدانی از تجربه در مایورکا  (Mallorca)

گاهی برای فهم یک شهر لازم نیست نقشه‌های آن را در دست بگیریم یا گزارش‌های رسمی را ورق بزنیم. کافی است کمی آهسته‌تر راه برویم و به آنچه در ارتفاع چشم عابر اتفاق می‌افتد نگاه کنیم؛ به رنگ ساختمان‌ها، ارتفاع بناها، رابطه خیابان با میدان، جاده با طبیعت و سرانجام، رابطه گردشگر با زندگی روزمره ساکنان.

در سفر اخیرم به مایورکا (اسپانیا)، همین نگاه دوباره برایم پررنگ شد. جزیره‌ای که سال‌هاست در شمار مقصدهای مهم گردشگری اروپا و جهان قرار دارد، با مسئله‌ای مواجه است که برای بسیاری از مقاصد گردشگری آشناست. چگونه می‌توان میلیون‌ها گردشگر را پذیرفت، از اقتصاد گردشگری بهره برد و در عین حال اجازه نداد که گردشگری، خودِ مکان را از بین ببرد؟

پرسش برای من این بود: چگونه ممکن است سرزمینی با چنین فشار گردشگری، هنوز تا اندازه‌ای هویت، منظر طبیعی و کیفیت تجربه انسانی خود را حفظ کند؟

پاسخ ساده‌ای برای این پرسش وجود ندارد. آنچه دیده می‌شود، حاصل مجموعه‌ای از تصمیم‌های تاریخی، قوانین فضایی، سیاست‌های حفاظت از منظر، مدیریت گردشگری و البته مقاومت اجتماعی در برابر تبدیل تمام سرزمین به کالای گردشگری است.

مایورکا بزرگ‌ترین جزیره مجمع‌الجزایر بالئارس است و اقتصاد آن به‌شدت با گردشگری پیوند خورده است. بنابراین آنچه امروز در جزیره می‌بینیم، حاصل حذف گردشگری نیست؛ نتیجه تلاش برای مدیریت رابطه میان گردشگری و سرزمین است.

رشته‌کوه Serra de Tramuntana (که معمولاً به اختصار Serra de Tramuntana خوانده می‌شود) در شمال غربی جزیره مایورکا در جنوب کشور اسپانیا قرار دارد. مایورکا بزرگ‌ترین جزیره از مجموعه‌جزایر بالئاریک در دریای مدیترانه است که در سال ۲۰۱۱ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. اهمیت این منطقه فقط به زیبایی کوهستان مربوط نیست. یونسکو آن را نمونه‌ای برجسته از تعامل تاریخی انسان و طبیعت می‌داند؛ جایی که تراس‌های کشاورزی، دیوارهای سنگی خشک، شبکه‌های تاریخی آب، باغ‌ها و سکونتگاه‌ها طی قرن‌ها در کنار یکدیگر شکل گرفته‌اند. به همین دلیل، حفاظت از آن تنها به حفاظت از چند ساختمان تاریخی محدود نیست، بلکه حفاظت از یک منظر فرهنگی زنده است.

این نکته از نظر برنامه‌ریزی شهری اهمیت زیادی دارد. وقتی زمین را فقط قطعه‌ای قابل ساخت ببینیم، هر زمین خالی فرصتی برای سرمایه‌گذاری خواهد بود. اما وقتی سرزمین را بخشی از حافظه، اکولوژی، اقتصاد محلی و هویت مکان بدانیم، تصمیم درباره ساخت‌وساز دیگر فقط یک تصمیم اقتصادی نیست.

در مایورکا، طرح‌های فضایی و مقررات حفاظت، در کنار قوانین میراث و محیط زیست، محدودیت‌هایی را بر توسعه اعمال کرده‌اند. یونسکو نیز به نقش طرح فضایی ماریوکا و برنامه‌های حفاظت از Serra de Tramuntana در تنظیم سکونت، کاربری زمین و حفاظت از ارزش‌های طبیعی و فرهنگی اشاره می‌کند. حتی برای مدیریت این منظر، کنسرسیومی میان دولت منطقه‌ای بالئاریک و شورای جزیره ایجاد شده است تا سیاست‌های مختلف را هماهنگ کند و مشارکت ذی‌نفعان محلی را در مدیریت وارد کند. اما چیزی که در تجربه روزمره به چشم می‌آید، فقط قانون نیست؛ اثر قانون بر سیمای شهر است.

   تصویر همراه نوشتهٔ شهر پالما در مایورکا تصویر همراه نوشتهٔ شهر پالما در مایورکا

در بسیاری از نقاط جزیره، ساختمان‌ها خود را بر طبیعت تحمیل نمی‌کنند. رنگ‌های خاکی، کرم، عسلی و سفید، استفاده از سنگ‌های بومی و ارتفاع نسبتاً پایین ساختمان‌ها، نوعی تداوم بصری میان شهر و زمین ایجاد کرده است. این به معنای آن نیست که تمام ساختمان‌های مایورکا یکسان یا همه ساخت‌وسازها تحت یک الگوی واحد قرار دارند. در برخی مناطق توریستی، ساختمان‌های بلند نیز دیده می‌شوند. اما در بخش بزرگی از بافت‌های تاریخی و روستایی، مقیاس بناها و رابطه آنها با منظر همچنان کنترل‌شده است.

این تفاوت مهم است. حفظ هویت الزاماً به معنای بازسازی گذشته نیست؛ به معنای اجازه ندادن به گسست کامل میان گذشته و آینده است.

معماری جدید زمانی ارزشمند می‌شود که مجبور نباشد برای نشان دادن «مدرن بودن» با گذشته بجنگد. می‌تواند مصالح و تناسبات جدید داشته باشد، اما همچنان با رنگ، مقیاس و منطق مکان گفت‌وگو کند. شاید به همین دلیل است که در بعضی از روستاها و شهرهای مایورکا، ساختمان تازه ‌ساخته‌شده الزاماً بیگانه به نظر نمی‌رسد. نه اینکه کپی ساختمان قدیمی باشد؛ بلکه زبان متفاوتی با سرزمین پیدا نکرده است. همین موضوع را می‌توان درباره جاده‌ها نیز دید.

در بخش‌هایی از جزیره، جاده‌ها به جای آنکه بر کوه و دره غلبه کنند، خود را با توپوگرافی زمین تطبیق می‌دهند. پیچ‌های جاده، سنگ‌های طبیعی، پوشش گیاهی و چشم‌انداز، هنوز بخشی از تجربه حرکت‌اند. این مسئله شاید در نگاه نخست صرفاً موضوعی مربوط به طراحی منظر باشد، اما در واقع یک انتخاب عمیق‌تر است و این پرسش را در ذهن متبادر می کند که  آیا زیرساخت باید طبیعت را تابع خود کند یا خود را با طبیعت سازگار سازد؟

این پرسش برای ایران نیز بیگانه نیست. در بسیاری از پروژه‌های بزرگراهی و گردشگری، هنوز گاهی موفقیت پروژه با مقدار سرعت، حجم ساخت‌وساز یا تعداد بهره‌برداران سنجیده می‌شود؛ در حالی که کیفیت رابطه زیرساخت با سرزمین کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

اما شاید جذاب‌ترین بخش تجربه مایورکا برای من، نه جاده‌ها بود و نه ساختمان‌ها؛ بلکه کوچه ها و به خصوص میدان‌ها بود.

در بسیاری از شهرها و شهرک‌های مایورکا، میدان هنوز یک فضای اجتماعی زنده است. مردم در آن می‌نشینند، کودکان بازی می‌کنند، سالمندان مکث می‌کنند، کافه‌ها به فضای عمومی متصل می‌شوند و زندگی در ساعات مختلف روز جریان دارد.

میدان در اینجا فقط فضای خالی میان ساختمان‌ها نیست؛ بخشی از زیرساخت اجتماعی شهر است.

تصویر همراه نوشتهٔ شهر پالما در مایورکا

این همان چیزی است که در بسیاری از پروژه‌های معاصر شهری فراموش می‌کنیم. گاهی تصور می‌کنیم اگر کف میدان زیبا باشد، مبلمان مناسبی داشته باشد و سنگفرش آن باکیفیت باشد، میدان موفق است. در حالی که کیفیت واقعی یک میدان را باید از روی میزان استفاده، مکث، ملاقات، حضور گروه‌های مختلف و امکان تجربه آن توسط بدن‌های متفاوت سنجید.

از این زاویه، پیاده‌روی در پالما و بسیاری از بافت‌های تاریخی مایورکا، فقط راه رفتن از یک نقطه به نقطه دیگر نیست. کوچه باریک، میدان کوچک، سایه، کافه، مغازه و فضای عمومی در کنار هم یک تجربه پیوسته می‌سازند؛ تجربه‌ای که در آن حرکت و مکث از یکدیگر جدا نیستند.

این نکته برای موضوع اصلی عابرشهر اهمیت زیادی دارد. ما گاهی پیاده‌مداری را فقط با طول پیاده‌رو، عرض مسیر یا سهم سفرهای پیاده اندازه می‌گیریم؛ در حالی که یک شهر پیاده‌مدار باید علاوه بر امکان حرکت، امکان مکث و زندگی کردن در مسیر را نیز فراهم کند.

اما آیا مایورکا واقعاً موفق شده است میان گردشگری و زندگی ساکنان تعادل ایجاد کند؟

پاسخ من «کاملاً نه» است.

و اتفاقاً همین نکته مایورکا را برای مطالعه جالب‌تر می‌کند.

جزیره امروز با فشارهای ناشی از گردشگری انبوه، افزایش قیمت مسکن، دشواری دسترسی ساکنان محلی به مسکن و نگرانی درباره ظرفیت تحمل محیط روبه‌رو است. در سال‌های اخیر، دولت بالئارس، سیاست‌هایی برای مهار فشار گردشگری، مقابله با عرضه غیرقانونی و تغییر نظام مالیات گردشگری دنبال کرده است. در سال ۲۰۲۵ نیز افزایش مالیات گردشگری و محدودیت برای ایجاد ظرفیت‌های جدید گردشگری در برخی انواع مسکن در چارچوب سیاست‌های مهار فشار گردشگری مطرح شد. حتی منابع رسمی دولت بالئارس اکنون از تغییر مدل گردشگری به سمت مهار جریان، پایداری اجتماعی و اقتصادی و کاهش تمرکز گردشگری در ماه‌های اوج سخن می‌گویند.

بنابراین نباید از مایورکا یک تصویر آرمانی بسازیم. مایورکا مسئله گردشگری را حل نکرده است؛ بلکه نشان می‌دهد می‌توان مسئله را به رسمیت شناخت و برای کنترل آن سیاست‌گذاری کرد.

این تفاوت کوچکی نیست.

در بسیاری از جاها، وقتی گردشگری باعث افزایش قیمت زمین و رونق اقتصادی می‌شود، افزایش قیمت مسکن یا ازدحام، به‌عنوان پیامد طبیعی بازار پذیرفته می‌شود. اما در مایورکا، دست‌کم در سطح سیاست رسمی، فشار گردشگری به‌عنوان یک مسئله عمومی مورد توجه قرار گرفته است؛ مسئله‌ای که باید میان منافع اقتصادی، کیفیت زندگی ساکنان و ظرفیت محیطی آن تعادل برقرار شود. در اینجا می‌توان به دو نوع نگاه به زمین و مکان فکر کرد.

در حکمرانی مبتنی بر ارزش زمین، زمین عمدتاً بر اساس قابلیت اقتصادی آن دیده می‌شود: چه مقدار می‌توان ساخت؟ چقدر سرمایه جذب می‌شود؟ ارزش ملک چقدر افزایش می‌یابد؟

اما در حکمرانی مبتنی بر ارزش مکان، پرسش متفاوت است: این توسعه با هویت مکان چه می‌کند؟ با حافظه جمعی چه خواهد کرد؟ با منظر طبیعی چه می‌کند؟ با زندگی ساکنان چه می‌کند؟ و آیا گردشگری پس از مدتی چیزی از همان کیفیتی را که گردشگران برای دیدنش آمده‌اند، از بین نخواهد برد؟

این تفاوت، برای شهرهای ایران نیز بسیار آموزنده است.

ما شهرهایی داریم که برای جذب گردشگر، ساختمان و هتل و مجتمع تجاری می‌سازیم؛ اما گاهی فراموش می‌کنیم که گردشگر برای دیدن خودِ مکان آمده است، نه برای دیدن نتیجه مداخله بی‌حدوحصر ما در مکان.

اگر تمام زمین به هتل تبدیل شود، اگر منظر طبیعی از بین برود، اگر میدان‌ها و فضاهای عمومی به فضاهای تجاری تبدیل شوند، اگر خانه‌های محلی جای خود را به اقامتگاه‌های کوتاه‌مدت بدهند و اگر ساکنان اصلی دیگر توان زندگی در محله خود را نداشته باشند، گردشگری در نهایت ممکن است چیزی را مصرف کند که خودش برای آن به وجود آمده است. این شاید یکی از مهم‌ترین درس‌هایی باشد که می‌توان از مایورکا گرفت:

توسعه گردشگری نباید فقط ظرفیت پذیرش گردشگر را افزایش دهد؛ باید ظرفیت حفظ مکان را نیز افزایش دهد.

تصویر همراه نوشتهٔ شهر پالما در مایورکا

و اینجا دوباره پیاده‌روی وارد بحث می‌شود. وقتی شهر در مقیاس عابر تجربه می‌شود، بسیاری از ارزش‌هایی که در محاسبات کلان اقتصادی دیده نمی‌شوند، آشکار می‌شوند: مقیاس بنا، کیفیت سایه، فاصله میدان تا مقصد، امکان نشستن، پیوستگی مسیر، ارتباط خیابان با مغازه‌ها، امکان دیدن منظره و حتی احساس آرامش در یک کوچه.

شاید بتوان گفت پیاده‌روی یکی از بهترین روش‌های حسابرسی کیفیت مکان است.

خودرو می‌تواند در چند دقیقه از کنار یک منظر عبور کند؛ عابر مجبور است آن را زندگی کند.

خودرو فاصله را می‌سنجد؛ عابر رابطه را تجربه می‌کند.

خودرو از کنار میدان عبور می‌کند؛ عابر می‌فهمد که آیا میدان واقعاً برای ماندن ساخته شده است یا فقط برای دیده شدن.

از این منظر، سفر به پالما برای من فقط مشاهده یک شهر زیبا نبود. دوباره این پرسش را مطرح کرد که شهر برای چه کسی و برای چه چیزی ساخته می‌شود؟

برای سرمایه؟

برای گردشگر؟

برای خودرو؟

یا برای ادامه زندگی مکان؟

شاید پاسخ درست، انتخاب یکی از اینها نباشد. شهر به اقتصاد نیاز دارد، گردشگری می‌تواند موتور توسعه باشد و سرمایه نیز برای نگهداری و ارتقای زیرساخت ضروری است. مسئله اصلی، نحوه تنظیم رابطه میان آنهاست.

شهر موفق شهری نیست که گردشگر نداشته باشد یا سرمایه را پس بزند. شهر موفق شهری است که اجازه ندهد گردشگری و سرمایه، آنقدر قدرتمند شوند که خودِ مکان، طبیعت و زندگی ساکنان را قربانی کنند و شاید در این میان، پیاده‌روی یک معیار ساده اما قدرتمند در اختیار ما قرار دهد.

اگر هنوز بتوان در شهر راه رفت، مکث کرد، دید، نشست، گفت‌وگو کرد و زندگی روزمره را در کنار گردشگری تجربه کرد، شاید بتوان گفت که شهر هنوز خودش باقی مانده است.

پالما برای من از این زاویه جذاب بود؛ شهری در مرز میان تاریخ، دریا، گردشگری و زندگی روزمره؛ شهری که هنوز در بسیاری از فضاهایش، می‌توان مکان را از ارتفاع چشم عابر تجربه کرد. اما این تعادل دائمی نیست.

مایورکا نیز مانند بسیاری از مقصدهای گردشگری جهان در معرض فشار سرمایه، افزایش قیمت مسکن و گردشگری انبوه قرار دارد. بنابراین آنچه امروز در این جزیره می‌بینیم، نه یک پایان موفق، بلکه یک فرآیند مداوم مراقبت، تنظیم و تصمیم‌گیری است.

شاید همین نکته مهم‌ترین درس آن باشد:

هویت یک شهر یا جزیره یک‌بار ساخته نمی‌شود؛ هر روز باید از آن مراقبت کرد و شاید آینده شهرهای گردشگری نیز نه در «گردشگر بیشتر»، بلکه در پاسخ به پرسشی ساده‌تر و دشوارتر باشد:

چگونه می‌توان گردشگر را پذیرفت، بدون آنکه شهروند و خودِ مکان را از شهر بیرون کنیم؟

این پرسش، به گمان من، فقط پرسش مایورکا نیست؛ پرسش بسیاری از شهرهای گردشگری ایران نیز هست.

مایورکا #Mallorca #پالما #پیاده_روی #پیاده_مداری #طراحی_شهری #منظر_شهری #گردشگری #حکمرانی_شهری #شهر_انسان_محور #عابرشهر

منابع:

[1] UNESCO World Heritage Centre, Cultural Landscape of the Serra de Tramuntana, inscription 2011. (UNESCO World Heritage Centre)

[2] Govern de les Illes Balears, Measures for tourism containment, combating illegal supply and adaptation of the Sustainable Tourism Tax, 7 March 2025. (Web GOIB)

[3] Govern de les Illes Balears, Tourism model based on containment, social and economic sustainability and desasonalization, 2025–2026. (Web GOIB)

[4] Govern de les Illes Balears, Sustainable Tourism Tax and projects funded through ITS. (Web GOIB)