چرا بعضی فضاهای عمومی مردم را به ماندن دعوت می‌کنند، اما برخی دیگر، با وجود هزینه و طراحی چشمگیر، خالی می‌مانند؟ ویلیام اچ. وایت (William H. Whyte) برای پاسخ به این پرسش به میدان‌ها، پیاده‌روها و فضاهای باز نیویورک رفت. نگاه کرد، از مردم پرسید و رفتارشان را ثبت کرد: کجا می‌نشینند، کنار چه کسانی می‌ایستند و چه چیزی آن‌ها را به ماندن ترغیب می‌کند؟

کتاب «زندگی اجتماعی فضاهای شهری کوچک» (The Social Life of Small Urban Spaces)، منتشرشده در سال ۱۹۸۰، حاصل این شیوهٔ نگاه‌کردن است. این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است. مبنای این معرفی، متن انگلیسی کتاب است؛ اثری که فیلم مستند هم‌نام آن نیز به فهم یافته‌هایش کمک می‌کند.

از مشاهده تا طراحی

وایت، نویسنده و پژوهشگر آمریکایی، در «پروژهٔ زندگی خیابانی» (Street Life Project) همراه گروهی از پژوهشگران، زندگی روزمرهٔ فضاهای شهری را مطالعه کرد. ابزارهای آن‌ها ساده بود: دفتر یادداشت، دوربین، مشاهدهٔ مستقیم و گفت‌وگو با استفاده‌کنندگان. فیلم‌برداری زمان‌گریز نیز امکان می‌داد الگوهایی را ببینند که در نگاه گذرا از دست می‌رفت.

ویلیام اچ. وایت با دفتر یادداشت در کنار دو دوربین روی سه‌پایه.
ویلیام اچ. وایت در حال یادداشت‌برداری در کنار دو دوربین؛ مشاهده و ثبت رفتار در فضای شهری.
مأخذ: Project for Public Spaces

اهمیت کار او در همین جابه‌جاییِ مبنای قضاوت بود. برای ارزیابی یک میدان، باید دید مردم چگونه از آن استفاده می‌کنند. نقشه و تصویرِ زیبا، به‌تنهایی، نمی‌گوید چه کسی در فضا احساس راحتی می‌کند، چه کسی تنها از آن عبور می‌کند و چه کسی اصلاً به آن وارد نمی‌شود. مشاهده می‌تواند فاصلهٔ میان نیت طراح و زندگی واقعی را آشکار کند.

مردم کجا می‌مانند

یکی از روشن‌ترین یافته‌های وایت، اهمیت جای نشستن است. نیمکت، لبهٔ مناسب و صندلیِ قابل جابه‌جایی به مردم امکان مکث و انتخاب می‌دهند. این انتخاب مهم است: فرد بتواند نزدیک دیگران بنشیند یا کمی فاصله بگیرد، رو به رفت‌وآمد باشد یا جای آرام‌تری پیدا کند. هر لبه یا پله‌ای هم الزاماً مناسب نیست؛ ابعاد و راحتی آن در استفادهٔ واقعی تعیین‌کننده‌اند.

توالی چند تصویر سیاه‌وسفید از جابه‌جایی صندلی و نشستن مردم در پلازا.
صندلی‌های قابل جابه‌جایی به افراد امکان انتخاب فاصله و جهت نشستن می‌دهند.
تصویر ارسالی نویسنده

حضور دیگران نیز بخشی از جذابیت فضاست. مردم برای دیدن زندگی شهری توقف می‌کنند؛ حتی وقتی قصد گفت‌وگو ندارند. از این رو، جمع‌شدن در کنار مسیرهای پررفت‌وآمد را نباید همیشه مزاحمت تلقی کرد. این نقاط می‌توانند محل دیدارهای کوتاه و برخوردهای اتفاقی باشند، به شرط آنکه امکان عبور و دسترسی دیگران حفظ شود.

نمودار نقطه‌ای گفت‌وگوها در گوشهٔ خیابان و بیرون ورودی؛ برچسب اصلی انگلیسی در پایین تصویر حفظ شده است.
مکان گفت‌وگوهای خیابانیِ دو دقیقه یا بیشتر در تقاطع خیابان پنجم و خیابان پنجاهم؛ ثبت تجمعی پنج روز در ماه ژوئن.
تصویر ارسالی نویسنده

درخت، آفتاب و سایه، آب و دسترسی به خوراکی نیز در کیفیت حضور اثر دارند. پرسش این است که این عناصر چگونه در کنار هم کار می‌کنند: آیا می‌توان در سایه نشست؟ آیا محل نشستن با زندگی خیابان ارتباط دارد؟ آیا فضا برای توقف کوتاه و ماندن طولانی، هر دو، جایی دارد؟

مردم در لبهٔ یک پلازای شهری نشسته‌اند و گروهی در پیش‌زمینه غذا می‌خورند.
نشستن و صرف غذا در لبهٔ پلازا؛ پیوند محل مکث با زندگی خیابان.
تصویر ارسالی نویسنده

پیوند با مطالعهٔ زندگی همگانی

در معرفی پیشینِ کتاب «چگونه زندگی همگانی را مطالعه کنیم» اثر یان گل و برجیت سوار (Jan Gehl and Birgitte Svarre) نیز بر همین ضرورتِ دیدن و ثبت‌کردن تأکید شد: مردم کجا توقف می‌کنند، چه زمانی می‌آیند و چه مدت می‌مانند؟ کتاب وایت، با تمرکز بر فضاهای کوچک و مشاهدات نیویورک، نمونه‌ای روشن از این رویکرد است؛ کتاب گل و سوار ابزارها و فرایندهای مطالعهٔ زندگی همگانی را در دامنهٔ گسترده‌تری توضیح می‌دهد. خواندن این دو در کنار هم، پیوند میان مشاهده، تحلیل و تصمیم طراحی را روشن‌تر می‌کند.

وایت برای فضای عمومی امروز

آیا یافته‌های چند دهه پیش هنوز به کار ما می‌آیند؟ به باور من، بله؛ اما باید دوباره به شهر نگاه کنیم. امروز ممکن است کسی روی نیمکت نشسته باشد و بیشتر به صفحهٔ تلفن همراه توجه کند تا محیط اطراف. هدفون یا کیفی که روی صندلی کناری گذاشته شده نیز می‌تواند نشانهٔ تمایل به فاصله‌گرفتن باشد. با این حال، از این صحنه‌ها به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که اعتماد اجتماعی از میان رفته یا مردم دیگر خواهان ارتباط نیستند. فهم این تغییرات به مشاهده و پژوهش تازه نیاز دارد.

همین احتیاط دربارهٔ انتقال یافته‌های نیویورک به شهرهای ما ضروری است. تجربهٔ زنان، سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت از یک فضای شلوغ یکسان نیست. اقلیم، فرهنگ، دسترسی و شیوهٔ مدیریت نیز بر احساس راحتی و امنیت اثر می‌گذارند. باید پرسید چه کسانی در فضا حضور دارند و غیبت چه کسانی از چشم ما پنهان مانده است؟

طراحی بر پایهٔ ترس نیز مسئله‌ای است که هنوز با آن روبه‌رو هستیم. وقتی نگرانی از تجمع، به حذف نیمکت، افزایش حصار و تکثیر تابلوهای ممنوعیت می‌انجامد، امکان استفادهٔ معمولی از فضا هم محدود می‌شود. نقد وایت به این شیوهٔ برخورد، همچنان ارزش بازخوانی دارد. تأمین امنیت، مراقبت و مدیریت لازم است؛ اما نباید حق نشستن و حضور را از مردم گرفت.

درس باقی‌مانده

به گمان من، مهم‌ترین درس وایت این است که شهر را از دید استفاده‌کنندگانش بشناسیم و نتیجهٔ تصمیم‌هایمان را در زندگی روزمره بسنجیم. تعداد نیمکت‌ها مهم است، اما باید دید چه کسانی می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند؛ ساخت میدان مهم است، اما باید دید مردم چرا در آن می‌مانند یا از آن دوری می‌کنند.

حال پرسش برای ما این است: در این سال‌ها چقدر به رفتار واقعی مردم در فضاهای عمومی توجه کرده‌ایم؟ پیش از طراحی میدان یا پیاده‌روی بعدی، آیا زمانی برای نشستن در آن، دیدن مردم و شنیدن خواسته‌هایشان کنار می‌گذاریم؟

مستند و مطالعهٔ بیشتر

فیلم هم‌نام کتاب، مشاهدهٔ رفتار مردم را به تجربه‌ای دیدنی تبدیل می‌کند. نسخهٔ مرمت‌شدهٔ آن در سپتامبر ۲۰۲۵ در آرشیو فیلم آنتولوژی نیویورک، با همکاری انجمن هنر شهری نیویورک و پروژهٔ فضاهای عمومی، به نمایش درآمد. در کنار نسخهٔ موجود در یوتیوب، گزارش رسمی این نمایش و بازخوانیِ امروزِ فیلم نیز برای مطالعه در دسترس است.

تماشای نسخهٔ موجود در یوتیوب

اطلاعات رسمی نمایش نسخهٔ مرمت‌شده · گزارش پروژهٔ فضاهای عمومی دربارهٔ بازخوانی فیلم

مشخصات اثر اصلی

Whyte, William H. (1980). The Social Life of Small Urban Spaces. Washington, D.C.: The Conservation Foundation.